مختصری درباره من

اهل کاشانم؛ شهر من کاشان نیست، شهر من مشکات است.

اواخر زمستان به دنیا آمده ام. همان موقع که مردم برای خانه تکانی و شروع سال جدید آماده می شوند.

چیزی از آن روز یادم نمی آید اما مادرم می گوید فقط گریه و شیون می کردی.

انگار از روز اول معترض به دنیا آمده بودم.

دوران کودکی ام را با خاک بازی گذراندم؛مثل خیلی از بچه هایی دیگر روستا که پدرشان کشاورز و کارگر بود.

روز اول مهر پدرم دستم را گرفت و به مدرسه روستایمان برد.می گفت «بابا درس بخون تا مثل من نباشی».

هنوز هم که هنوز است برایم این سوال مطرح است که مگر پدرم چطور بوده که من نباید مثل او باشم.

راهنمایی را خودم رفتم و دبیرستان و دانشگاه را ناچار شدم به کاشان بروم.

همان سال اول ابتدایی عضو کتابخانه روستایمان شدم و اولین کتابی را که امانت گرفتم «جهان چگونه زاده شد» از آیزاک آسیموف بود.

اگه‌ به عشق ‌درنگاه اول اعتقاد دارید‌، باید بگویم با خوندن این ‌کتاب عاشق آیزاک‌آسیموف و کتاب هاش شدم.

امانت گرفتن پیاپی کتاب، مرا به عضو فعال کتابخانه روستا تبدیل کرد.

یک روز که به خودم آمدم دیدم روستایمان شهر شده و من یک کاغذ به اسم «مدرک فارغ التحصیلی رشته عمران» در دست دارم و به عضو پایه فعالیتهای فرهنگی و رسانه ای شهر تبدیل شده ام.

همچنین یک تجربه چند ساله از بازاریابی و فروش برای خودم دست و پا کرده ام.

و خودم را علاقه مند به این حوزه دیدم

برای همین مطالعاتم را در این حوزه متمرکز کردم و هرکجا استاد خوبی یافتم پای درسش نشستم.

و حالا در عصر جدید اینجا فرصتی دیگر است، برای ادامه همان روندی که از کتابخانه روستا در سال اول ابتدایی شروع کردم.

ولی اینبار قراره با شما دوستانی بیشتر از دوستان محیط کتابخانه داشته باشم و این با شما بودن برایم باعث افتخار خواهد بود.

راستی در این سازمان ها و نهاد ها تاکنون افتخار کارمندی و همکاری داشته ام.

7 نظرات
  1. ابوالفضل می گوید

    عالییییی

  2. مرضیه خوبیاری می گوید

    بسیارعالی ؛خلاق وهنرمند

  3. علی کریمی می گوید

    بسیار عالی
    از آشنایی با شما خوشبختم
    خوشحال می شم از وبسایت بنده به نام #مدرسه_زبان بازدید کنید

  4. زهرا می گوید

    چه عالی مثل همیشه ساده و صمیمی

  5. علی مصلحی می گوید

    جالب بود این‌که بعضی از باباها دوست ندارن فرزندشون مثل خودشون باشن. باید به بابای شما و این باباها تبریک گفت. به عصر جاهلیت به این دلیل می‌گن جاهلیت که مردم روزگار محمد حاضر نبودن خلاف آیین باباهاشون به آیین جدید ایمان بیارن.
    من البته پیغمبرم ابوالعلی معری است که به دنیا آمدن خودش را خیانت پدرش در حق خودش می‌دانست. اما اگر غیر از این می‌بود به فرزندم توصیه می‌کردم هرچه دلش می‌خواهد باشد. مثل من یا غیر مثل من.

  6. fariba می گوید

    بسیار مفید خودتون رو معرفی کرده اید. پایدار باشید.

  7. سید علیرضا جعفری می گوید

    جناب کریمی عزیز
    چقدر متن درباره زیبا و دلنشینی
    جزو محدود متنهای درباره من بود که حاضر به مطالعه کاملش شدم.
    من از هم دوره ای های شما در دوره دیجیتال مارکتینگ عادل طالبی هستم
    خوشحال میشم به وب سایت و وبلاگ من هم سر بزنید، در وبلاگ مقالاتی در حوزه دیجیتال مارکتینگ نوشته ام که شاید مورد توجهتون قرار بگیره

خوشحال میشم دیدگاه تون رو نسبت به این مطلب با من در میان بگزارید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.